|
الهی راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی دانه و لانه و بال و پر و پرواز دلی
سینه ام آینه ای ست،
بی تو گمشده ای را میمانم.. مرا دریاب
بغض میکنم
همه دنیا بخوادو تو بگی نه نخوادو تو بگی آره... تمومه همین که اول و آخر تو هستی به محتاج تو محتاجی حرومه . . نگفتم؟!! من که گفتم
با تو قهرم اما هنوز دلم با تو حرف می زند.. امیدوار ناامید توام.
خدایا! هرگز نگویمت که دست من بگیر. عمریست گرفته ای ، مبادا رها کنی!
خدایا به من عاشق بودنی همچو خود، بیاموز
من کیم؟
خدایا مرا به من وا مگذار شده ام.. لطفا مرا به من وا مگذار.. حتی به چشم برهم زدنی..
جز آسمان توام در هیچ جای پناهم نیست..
- رهی معیری
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین الرحمن الرحیم مالک یوم الدین ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم و الضالین
دور ِ تو چرخیدن.. چه حظی دارد ، نه؟ اما به طواف که بیایم؟!! خب چه میشود کرد با منی که چون تویی را ، در دل ، گم کرده ام.. گمشده ام را که یافتم لحظه ای اندوه چون پروانه به دور خانه ات چرخیدن را به دل نخواهم گذاشت معبودم.. |
About
اردیبهشت 1388 (4) خرداد 1388 (4) تیر 1388 (2) Links
خوابیدى ، بدون لالایى و قصه ... | |||||